داستان از جایی شروع میشه که ما دفترچه بیمه درمانی نداشتیم و بابای بنده علاقه ای هم به داشتنش نداشت تا اینکه از اتحادیه زنگیدن(زنگ زدن)که کجایی آقا پاشو بیا بیمه بشو که اجباری هستش!
ما هم برای بیمه رفتیم که گفتن ای آقا ای خانم باید آزمایش بدید که ببینیم تو آینده نزدیک که قرار نیست موتور بسوزونید
مثل بیماری(سرطان, اچ آی وی, قند, چربی, کوفت, درد, و مرض)(سه تای آخری ساخته و پرداخته ذهن معیوب خودمه!)
قرار شد بریم آزمایش بدیم آقای پدر هم گفت یالا خودت پاش گمشو برو آزمایش بده منم گفتم : بابا من دفترچه نمیخواهم اگرم بخواهم مستقل برا خودم میگیرم همچین رفتار میکنی انگار بچم , جوابیه ددی : 50 سالتم که بشه بچه هستی , ریخت من: 
من بد شانسم مدتی میشه که سیگاری تشریف دارم(روزی هفت هشت نخ لایت) و رنگ از این رخ مبارک پرید که نکنه بفهمن و پیش آقای پدر دهن لقی بکنن.
این طوری شد که دربه در دنبال یه دکتر بودم که ازش بپرسم تو آزمایش سیگاری بودن تشخیص داده میشه یا نه که به لطف خدا هیچ کسی پیدا نشد.(یک روزم خودم رو به آب بستم) بعدش دست به دامن اینترنت شدم که نوشته بود تا چند روز اثرش تو خون و ادرار میمونه البته با آزمایش های خاصی میشه تشخیص داد و از اون جایی که آزمایشگاه قرار بود برای هر آزمایش نزدیک به هفتاد هزار تومن بگیره همچین حدس زدم که شاید آزمایشش خیلی مخوف باشه و حتما جواب آزمایش مثبته 
دکتری هم که یافت نکردم یاد وبلاگ پلاک سیزده بلوطی افتادم که میدونستم (یعنی خونده بودم)دانشجوی پزشکیه, قیافم دقیقا این شکلی شده بود.
زودی پریدم رفتم دم در وبلاگش در زدم و کامنت گذاشتم که بلوطی کجایی که یکی از خواننده های بلاگت داره بیچاره میشه و هزار جور ادا و اطوار دیگه که چی؟ بلوطی به من مفلوک بگو که تو آزمایش بیمه سیگاری بودن تشخیص داده میشه یا نه که بلوطی فردا ظهرش تو جوابی نوشت که اگه منظورت رو درست فهمیده باشم نه معلوم نمیشه مگر با آزمایشهای خاصی که متاسفانه تو ایران انجام نمیشه
و نمیخواهد خودت رو لو بدی. برای اولین بار بود که جهان سومی بودن کلی بهم حال داد! والا کی گفته جهان سومی بودن بده اصلا چرا بایستی آزمایش ها کامل باشه والا
البته بلوطی یجایی هم گفته بود که اگه قیافت(فیس ,لثه, دندون, و شایدم شست پا)(بازم این آخری ساخته و پرداخته ذهن معیوبم بود) تابلو باشه و کلا به روغن سوزی افتاده باشی دکتر محترم تیریپ کارگاه گجتی بر میداره و آزمایش های دیگه ای هم ازت میگیره که شکر خدا قیافم اون طوری نیست, البته میدونم که منظورشو محترمانه بهم گفت منظور اصلیشون این بود که اگه قیافت ناجور ,غلط انداز, بنگی و تابلو باشه میفهمن که سیگاری هستی
که باید بگم دستت درد نکنه بلوطی
اینم عکسم ببین اصلا قیافم غلط اندازه!

چقدر فک زدم, خلاصه داستان که رفتم آزمایش دادم هرچند که از اعتماد بنفس منفی دو به توان ایکسی که دارم نصف نمونه ادرار(ببخشیدا!)با آب قاطی کردم!!
الان که فکر میکنم از خنده میمیرم که قیافه اون مادر مرده بیچاره که قراره آزمایش رو تو آزمایشگاه تست بکنه چه ریختی میشه
وقتی ببینه که ای بابا این ادراه یا آب(همچین از صبحش خودم رو به آب بسته بودم)خلاصه داستان,من سر این آزمایش اینقدر شارلاتان بازی در آوردم که خودم روم نمیشه بشینم دوباره این پست رو بخونم.
پی نوشت: بلوطی دستت درد نکنه یه بشری را از نگرانی در آوردی(همیشه با خوشی و مهربانی با دوجی باشی
و برای هم تکراری نشید)
(خودم داغ دیدم)
ممنونم که این داستان واقعی که پیاز داغش در ذهن معیوبم سرخ شده بود رو تحمل کردید.